هرچه به تو فکر نمی کنم

بیشتر به تو  فکر می کنم





نویسنده : محسن حسن بیگی ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٢



 

نرم  نرمک اوایل آذر مردی از چشم باغ میافتد....





نویسنده : محسن حسن بیگی ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳



 

آمان....صدآمان....





نویسنده : محسن حسن بیگی ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۱




من تشنه ی آندمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم.....

---------------------------------------

درود به دوستان همیشه  همراه مدتیست دچار روز مره گی شده ام ....به زودی  باز خواهم گشت/

 

 





نویسنده : محسن حسن بیگی ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱۱




مرا تف کن اگر در حرفهایت جا نمیگیرم

اگر آنقدر بی ربطم که در تو پا نمیگیرم

مرا له کن ،که ته سیگار خود را زیر پاهایت

مرا خاموش کن باشد تقاص اما نمیگیرم

تو را حت باش با من هرچه میخواهی بزن بانو

به خنجر کرده ام عادت که دستت را نمیگیرم

مرا اینگونه میخواهی به تصمیم تو ناچارم

ندارم طاقت چشمت که سر بالا نمیگیرم

صبوری خواستی از من هجی کردی ،نمیفهمم

که من در جبر مردودم ،برو بابا نمیگیرم

تو در من غوطه ور هستی ولی حسرت به دل دارم

لبی از گوشه ی لعلی شبی آیا نمیگیرم؟

فرار از دست من تاکی غزال تیز پای من

کناری،خلوت دنجی ،تورا تنها نمیگیرم؟

تو را فصل درو پاییدم از داس رقیبانم

مترسک داشت چشمانم کلاغ اما نمیگیرم

کمی آدم حسابم کن تو ای زیبای گندم گون

خدا بد کرد اما من بهشتت را نمیگیرم


قشم 91/11/17

 

 





نویسنده : محسن حسن بیگی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٩